Episodios

  • تفسیری بر فیلم «ایکس ماشینا»

    ناتان، مدیر یک شرکت پیشروی هوش مصنوعی، اندیشه‌های بلندی برای آینده دارد. او که به مستی هر شب معتاد است، یکی از کارمندان شرکت خود را به اقامتگاه محشر خود دعوت می‌کند تا...

  • فیلم «دانش‌آموز» اثر سربرنیکوف، فیلم مهمی‌ست. چون نسبت توسعه‌نیافتگی جنسی و جنسیتی را با بنیادگرایی مذهبی نشان می‌دهد.

    قصه‌ای که فیلمساز دست گرفته است، قصه‌ی بسیاری از ما، دوستان ما و هموطنان ماست. البته اشارات کوتاه کارگردان به وضع امروز روسیه که با تصویر پوتین نمایش می‌دهد، حکایت از این می‌کند که نابرخورداری جنسی و پیامدهایش، صرفاً محدود به خاورمیانه و استانداردهای جنسیتی‌اش نیست. بلکه در عمل می‌تواند در روسیه، در اروپای شرقی، و حتی کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی هم رخ دهد.پسربچه‌ای با خواندن پی‌گیرانه‌ی انجیل، یک مدرسه را دچار گرفتاری و اختلال می‌کند. خانواده‌اش مذهبی نیستند. او چون در استخر شنای مدرسه همراه با پسران و دختران دیگر لخت نمی‌شود و بازی نمی‌کند، راه واکنش‌گری و تقابل‌جویی را می‌پیماید و «مذهبی» می‌شود. مادرش می‌پرسد مشکلت چیست که با بقیه در استخر شنا نمی‌کنی؟ دچار ایرکشن (نعوظ/ erection) می‌شوی؟ از فیزیکت راضی نیستی؟ او بعد از مکث‌های طولانی برای اینکه پاسخی داده باشد، می‌گوید به مدرسه بگو که به دلایل مذهبی در استخر شنا نمی‌کنم. و این ابتدای ماجراست.این تقابل‌جویی که احساس جنسی در آن آشکارا نقش مهمی ایفاء‌کرده، بالا می‌گیرد! چون او با خواندن انجیل نشان می‌دهد که بخش بزرگی از دروس در مدارس جدید، خلاف متن مقدس است! (مثلاً نظریه‌ی تکاملی داروین یا تنوعی که احساسات جنسی به طور طبیعی دارند و… ) آنچه در این فیلم بسیار جالب است و به اعتقاد من این فیلم را آموزنده و فکربرانگیز کرده است این است: هر چه پسر با استناد به کتاب مقدس، بیشتر لجاجت/ مقاومت / اصرار می‌کند، توفیق بیشتری به دست می‌آورد! نه تنها کشیش مدرسه خود را در مقابل او خلع سلاح می‌بیند و به همکاری در کلیسا دعوتش می‌کند، بلکه مدیر و معاون مدرسه هم عملاً ناچار می‌شوند او را تأیید کنند! تنها مقاومت یک خانم معلم جوان و اصرار متقابلش بر «علم» و تمایزش از مذهب – که به درستی می‌گوید آموزه‌هایش به دو هزار سال پیش برمی‌گردد – شرایط را برای این پسر سخت می‌کند! تنها عصبیت یک شهروند مدرن، می‌تواند در برابر عصبیت یک بنیادگرا، توازن را برقرار کند.به نقل از مجله سینمایی فینکس؛ در مقاله «شورش خشتکی»، نیما قاسمیبرای خواندن مقاله کامل رجوع کنید به:https://phoenixnews.ca/درباره-فیلم-دانش-آموز-سربرنیکوف/

  • ¿Faltan episodios?

    Pulsa aquí para actualizar resultados

  • درباره فیلم «قهرمان» اثر ژانگ ییمواگر هر جنگی برای صلح است، پس قهرمان واقعی برای تحقق صلح می‌میرد نه برای تسلسل جنگ. این پیام درخشان فیلم «قهرمان» است که در واقع افسانه چینی وحدت چین، تاسیس دولت واحدی به نام چین را روایت می‌کند. آنکه در این روایت، مصداق بارز و تمام‌عیار عنوان «قهرمان» است، ملقب به «شمشیر شکسته» (بروکن سوارد)، قهرمان شمشیرزنی هم هست. او به مرور به این حقیقت می‌رسد که هدف شمشیر زدن، تحقق صلح از راه وحدت ایالت‌های چین زیر بیرق پادشاهی‌ست که امکان غلبه بر دیگر ایالت‌ها را دارد؛ این شخص پادشاه، ایالت چین است. بروکن سوارد، اگرچه خود زخم‌خورده پادشاه ایالت چین است، اما تلاش می‌کند دیگران را قانع کند که باید از احساسات شخصی و قومیتی خود، به نفع تحقق نهایی صلح بگذرند و با پادشاه ایالت چین برای تاسیس یک کشور واحد همکاری کنند. بروکن سوارد که هنر خطاطی به نوزده سبک مختلف را آموخته، به این نتیجه می‌رسد که یک رسم‌الخط واحد، نهایت هنر خطاطی نیز هست! شعار او این است: «یک آسمان، یک سرزمین، یک ملت» پادشاه ایالت چین مطابق با تاریخ چین باستان، نهایتا پیروز می‌شود و رسم‌الخطی واحد، مقیاس اندازه‌گیری واحد و پول واحد تاسیس می‌کند. او خود پیش از پیروزی نهایی پیام قهرمان، یعنی بروکن سوارد را دریافت می‌کند: بهترین شمشیرزن کسی‌ست که نه در دست و نه در دل، شمشیری ندارد اما می‌تواند صلح نهایی بیاورد! او صلح چینی را در سرزمین‌های چینی به ارمغان آورد و از آن زمان، یعنی حدود دو قرن پیش از میلاد، چین یک کشور واحد و مردمش یک ملت واحدند.

  • حکومت‌های چپ مانند حکومت آخوند شیعه، تصور می‌کنند که می‌توانند تا ابد مانند انگلی بر پیکره جامعه خود و جامعه بین‌المللی بچسپند! فیلم «انگل» در همین مورداست؛ این فیلم البته بیشتر به کره شمالی کنایه می‌زند اما در تمامی سکانس‌های آن، مردم متقلب، با تکنوکرات‌هایی که از حاصل تخصص و تلاش خود بهره‌مند می‌شوند، مقایسه شده‌اند.درباره فیلم «انگل» ساخته بونگ جون هو (Bong Joon Ho) سال ۲۰۱۹ مضامین محوری: اختلاف طبقاتی، درازمدت، برنامه، توسعه، زندگی انگلی، ترور، تروریسم، کره شمالی، بلوک شرق، سرمایه‌داری

  • «مشاهده روند تولید حقیقت» جهان از چشم یک ژورنالیست حرفه‌ای چگونه جهانی‌ست؟درباره فیلم «زندگی شیرین» اثر فدریکو فلینی مضامین مطرح:- اهالی رسانه به جهت شغل ویژه خود پشت صحنه نهادها و سازمان‌های بشری را می‌بینند؛ مخصوصا دیدن پشت صحنه نهاد دین و نهاد دولت، تاثیر تکان‌دهنده‌ای می‌گذارد. در یک کلام، اهالی رسانه، در یک جهان افسون‌زدایی‌شده زندگی می‌کنند. - فیلم «استاد» (Master) اثر پل توماس اندرسون، نمونه‌ای از فیلم‌هایی‌ست که تلاش می‌کند جهان‌بینی یک صنف بخصوص، در اینجا اهالی علم (scientists) را از طریق معرفی یک کاراکتر مطرح کند. - قهرمان یا کاراکتر اصلی فیلم «زندگی شیرین» یک ژورنالیست حرفه‌ایست و احساس پوچی و بی‌انگیزشی او اقتضاء شغل اوست. او که فریب متولیان دین و سیاستمداران را می‌بیند و جهان را بازیچه دست مردم متمول احساس می‌کند، قویا احساس پوچی و بیهودگی دارد. - فیلم از حیث دعوت به خوش‌باشی و عیاشی، پیام خیام‌وار یا دیونیسوسی دارد. - فروپاشی کلان‌روایت‌ها در عصر جدید فقدان معنا را موجب می‌شود. در چنین دورانی، «عشق» هم دچار معناباختگی می‌شود. بنابراین «عشق» با هوس‌بازی یکسان می‌شود.

  • این برنامه به مناسبت درگذشت استاد بیضایی و در ستایش خلاقیت فارغ از شعارزدگی ایشان و سربلندی سیاسی‌اش ساخته شده است.